شیعیان !
مهدی غریب و بی کس است ،
معصیت محض خدا دیگر بس است ،
ای که داری ادعای شیعگی
بندگی کن
بندگی کن
بندگی...
یاس کبودیا علی رفتم بقیع اما چه سود ............... هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود | |
|
شیعیان ! مهدی غریب و بی کس است ، معصیت محض خدا دیگر بس است ، ای که داری ادعای شیعگی بندگی کن بندگی کن بندگی...
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 20:34 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
چراغها خاموش؛ شمعهای روی میز روشن و سکوت شبانه در زیر چادر مادر ؛ دستهای مهربانانه اش را گرفتی و بوی بهشت را از چادرش استشمام می کنی
+ نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت 12:21 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
+ نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 23:49 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
![]() ولادت با سعادت سرور بانوان بهشت ؛ فخر كائنات ، در بي همتاي آفرينش ؛ انسيه حورا، ريحانه دلها ، فاطمه زهراي مرضيه (س) ، روز مادر و هفته بزرگداشت مقام زن ؛ بر تمامي مادارن فداكار و زنان سر افراز مسلمان مبارك باد
+ نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 23:46 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
![]() زقبر فاطمه بوي عجيب ميآيد صداي لاله ام يجيب ميآيد صداي كيست شبانه كه زار ميگريد صداي گريه مردي غريب ميايد ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 9:52 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
دربارة تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) روایات مختلفی وجود دارد است. و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان. بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می خوانند. اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می خوانند. بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد. و شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند. اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود
+ نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 11:45 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
به امسلمه فرمود: برايم آبى آماده كن تا بدان غسل كنم، امسلمه آب را آورد، غسل كرد و جامه پاكى پوشيد، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابيد و دست راستش را زير صورتش گذاشت. حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مىبوسيد و مىگفت: اى مادر با من سخن بگو پيش از آن كه روح از بدنم جدا شود، و حسين جلو آمده و پاهاى حضرت را مىبوسيد و مىگفت: اى مادر من پسرت حسينم، پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم با من صحبت كن. .............................................................................. آه از درد علی... آه از غم حسن... آه از تنهایی حسین... وای مادرم...وای مادرم ...وای مادرم... التماس دعا و زهرایی باشید...
+ نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت 11:25 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
بسم الله الرحمن الرحیم متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها) هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت
رسول الله(صلی الله علیه و آله)اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن
محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان
الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور .یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت
محمد(صلی الله علیه و آله) زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة
انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل و لا
تعلم احدا و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة. بسم الله الرحمن الرحیم این وصیت نامه فاطمه(سلام الله علیها) دختر رسول(صلی الله علیه و آله) خداست، در حالی که وصیت می کند که شهادت می دهم، خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید، شکی در آن نیست و خداوند مردگان را زنده وارد محشر می کند. ای علی! من فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد(صلی الله علیه و آله) هستم، خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری، حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و هیچ کسی را اطلاع نده! تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.
+ نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1391ساعت 9:17 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر ....
السلام علیک یا فاطمة الزهرا (س) ای یاس کبود ای بانوی مهربانی ها و ای گلواژه آفرینش کوثر بهای بهشت بود و بهشت را به بها می دهند نه به بهانه... کوثر را به خاتم دادند تا علی را همسری کند و حسن و حسین را مادری. از حضرت علی پرسیدند که فاطمه چگونه بود برای تو؟ گفت: "نعم العون فی طاعت الله" بهترین یاور در عبادت حق تعالی بود. در خطبه شقشقیه هست که علی علیه السلام می گوید: گروهی بر فدک تجاوز کردند، و گروهی کریمانه از این حق گذشتند... حضرت زهرا سلام الله علیها چشمه جوشان اهل بیت بود که از این لیلة القدر یازده یوم الله طلوع کردند. زهرا سلام الله علیها اولین روضه خوان بر سر قبر عمویش حمزه بود. هر روز پیاده بر سر مزار شهدای احد می رفت... شاید به شیعه می آموخت تا بر سر مزار حسین باید رفت و روضه بر غریبی خواند. زهرا سنگ صبور غم های رحمت للعالمین، پس از مادرش خدیجهس بود. زهرا پس از رحلت رسول خدا هفتاد روز بیشتر دوام نیاورد. زهرا سلام الله علیها نماد ولایت پذیری در اعصار است. عباس را یاد داد که حسین را تنها نگذارد در کربلا ... زهرا ادامه ی خداست، در روی زمین؛ و زمین کم آورد از نبودش. کوچه... فدک... اولَ ظالم... مسجد... خطبه... زینب... طناب... مسمار... در... دیوار... مادرم...محسن...!
از مادر هر چه بگوییم کم است، اما از در...!
+ نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1391ساعت 15:50 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
مادر دو بخش است: بخش اول "ما" بخش دوم "در" ما هر چه میکشیم از بخش دوم است! او هر چه میکشد از بخش اول است... السلام علیک یا بنت رسول الله یا صدیقه الکبری سلام الله علیها
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت 21:49 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
![]() اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک ايام شهادت جانسوز ملكه اسلام بنت نبوت كفو ولايت گوهر دريای عصمت و طهارت همسر مولای متقيان علی(ع)
حضرت فاطمه الزهرا (س)
به تمام شیعیان و عاشقان آن حضرت تسليت باد. السلام عليكِ يا فاطمة الزهرا(س)
+ نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 11:34 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
نمیدانم بخندم یا بگریم، در مقابل آن هائی که تا میبینند پیراهن مشکی به تن کرده ام ناگهان شوکه میشوند و نگرانی در چهره شان نمایان می شود و میپرسند: " وای چی شده فلانی؟ چرا مشکی پوشیدی؟ کسی ات فوت کرده؟ . . ." واقعا نمیدانم بگریم به غفلتشان یا بخندم به سادگی شان! اما عموما بعد از چنین سوالاتی نه میخندم، و نه گریه میکنم؛ بلکه اوج تعجب را در چهره ام نمایان کرده و میگویم:" یعنی واقعا نمیدونی برای چی مشکی پوشیدم؟ " طرف هم بیشتر نگران میشه و میپرسه:" برای چی؟ " منم با یه لحن عاقل اندر . . . میگویم: " خب شهادت حضرت زهراست دیگه !! " اون بنده خدا هم یا یه نفس راحت میکشه و میگه: " فکر کردم اتفاق بدی افتاده " و یا یه دفعه متوجه غفلتش میشه و میگه: " حواس پرتی ما رو ببین! خوب شد دیدمت و بهم گفتی " به حکم آیه قرآن ما مسئولیم که ایام الله رو به دیگران یادآوری کنیم (فَذَکِّرهُم بِأیّامِ الله).البته اگر منفعت و تاثیر مثبتی داشته باشه (فَذَکِّر ان نَفَعَتِ الذِّکری)؛ و این یادآوری گاهی باید با زبان باشه، گاهی با نوع پوشش، گاهی با بلند کردن صدای مداحی ضبط ماشین (مولودی یا مرثیه)، گاهی با نمایان کردن شادی یا ناراحتی در چهره، گاهی با . . . بگذریم! اینها مقدمه ای بود برای چند کلامی روضه: مادر
صدا کرد دخترک پنج ساله اش را. لب به سخن گشود: « زینب جان! مادرت در آستانه ی سفر است. چند وصیت با تو دارم که باید بعد از من آن ها را اجرا کنی » . از صندوقچه کوچک کنار دستش چند کفن بیرون آورد و ادامه داد: « زینب جان! این ها کفن هائی است که جبرئیل در شب رحلت مادرم خدیجه از عرش آورد و اولین کسی که با کفن بهشتی به خاک سپرده شد مادرم خدیجه بود. دومین نفر نیز پدرم رسول الله بود » . مادر دانه دانه کفن ها را به زینب تحویل داد و یکی یک صاحبان آن ها را برشمرد: دخترم! این کفن، کفن من است که به زودی بر تنم پیچیده خواهد شد. این کفن، کفن پدرت علی است، و این کفن، کفن برادرت حسن! کفن ها تمام شد !! شاید دخترک نفس راحتی کشید و با خود گفت: « اگرچه داغ مادرم، پدرم و برادرم حسن برایم سخت است، اما خدا را شکر که من داغ برادرم حسین را نمیبینم و از دنیا می روم » . ناگهان مادر دست در صندوقچه کرد و کهنه پیراهنی بیرون آورد و به دست دختر داد و گفت: دخترم! روزی بر تو خواهد آمد که روز جدائی تو و حسین است. زینب جان! آن روز نه من هستم، نه پدرت علی هست، و نه برادرت حسن. از تو میخواهم در آن روز این کهنه پیراهن را که با دستان خود بافته ام بر تن حسین کنی؛ که سخت به این کهنه پیراهن محتاج است! و در آخر این که دخترم! زینب! . . . آن روز به نیابت از من زیر گلوی حسین را ببوس ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 11:6 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
من كه تو را خوب میشناسم، تو شاید برای آنها كه منباب ثواب به زیارت اهل قبور میآیند گمنام باشی، همگی از كنارت بگذرند و بیتوجه، چرا كه نامت را در خاك ننوشتهاند، چرا كه سنگ قبرت از مرمر سفید نیست، قاب عكس نداری هیچ فانونسی بر مزارت نورافشانی نمیكند، حتی سنگ قبرت تنهاست كه با آبی شستشو نگردید! ولی من تو را خوب میشناسم، خیلیخیلی خوب تو برای من گمنام نیستی، نامت بسیجی است، شهرتت دریادل و پدرت حسینی.من تو را بارها و بارها در هفت تپه دیده بودم، آنگاه كه در صبحگاهها با گروهانتان میدویدی، تیربار بر دوشت سنگینی میكرد اما لبخندت از چهره بیرون نمیرفت. آن گاه كه برای نماز وارد حسینیة گردان میشدی آرام و آهسته گوشهای میرفتی، قرآن كوچكت را از جیب پیراهنت درمیآوردی و شروع به قرائت میكردی، خدا كه با تو حرف میزد برمیخاستی و به نماز میایستادی تا تو نیز با او راز بگویی. از دور حركات لبت را میدیدم و اشكهای متصل چشمت را كه بیامانت كردهبود، برای اینكه كسی متوجه حالت نگردد پیدرپی با گوشة چفیهات گونههایت را خشك میكردی.آنگاه كه نیمه شبها پهلو از بستر میكندی، فانوس آویخته...
{ادامه مطلب...}
+ نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 11:55 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
شعری تکان دهنده درباره امام زمان حضرت مهدی (عج)
تمام راه ظهور تو با گنه بستم دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم كسي به فكر شما نيست راست مي گويم دعا براي تو بازيست راست مي گويم اگرچه شهر براي شما چراغان است براي كشتن تو نيزه هم فراوان است من از سرودن شعر ظهور مي ترسم دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم من از سياهي شب هاي تار مي گويم من از خزان شدن اين بهار مي گويم درون سينه ما عشق يخ زده آقا تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 8 اسفند1390ساعت 10:29 توسط ریحانه (طلبه بی نشان )
|
|
![]() About Weblog فاطمه گفتیم و سوز آغاز شد… گفت یا علی(ع)؛ عشق آغاز شد. گفت یا زهرا(س)؛ سوز آغاز شد. و چه سریست بین عشق و سوز؟ شاید همان قصه شمع و پروانه باشد که حکایت نور است و سوختن؛ اما نه... زبان لال میشود در برابر توصیف عشق و سوز علی و فاطمه؛ که اگر نبود صبر الهی؛ کن فیکون میشد عالم و هرآنچه در اوست. گفت: فاطمه، فاطمه است. اما نه؛ فاطمه، فاطمه بود و فقط، خدا و پدر و همسر و فرزندانش میدانند که؛ فاطمه که بود. السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها ادرکنی Menu صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ Recent Posts مهدی غریب وبی کس است بوی مادر فاطمه می آید... روز زن مبارك ............ ایام سوگواری اسوه حجاب وعفاف حضرت فاطمه"س"تسلیت باد. یا زهرا(س) متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها) نصب پرچم های فاطمیه در سطح شهر مشهد مادر... Archive اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 دی 1378 Links ******برترین حجاب(ریحانه)******* ****قرآن كلام خدا(ریحانه)******* ****محاكمه*************** *سربداران313(آزاده جون)**** ***با قافله پرستوها****** ***حرفاي در گوشي**** *وب نوشته هاي یک حاج اقا* **از یاد رفته ها(مجاهد گمنام)** **بابیت و بهائیت در ترازوی نقد*** ***از غربت تا غروب************ ***عفاف در سیره ی حضرت زهرا*** ****یا فاطمه زهرا(س)********* ***پسر پل سفيدي********** ****واگويه*************** **والعصر*************** **جوجه طلبه********** **عاشقان همت******* ***سایت عزاخانه******* **میثاق313************** ***گل سرخ**************** ***سلام باباي خوبم************ ***يك طلبه**************** **شرح فراق گل نرگس***** *هیئت جوانان حضرت علی اکبر(ع) موسی آباد* گالری عکس قالب وبلاگ |